تبليغاتX
سطرهای سفید زندگی - دلخوشي ها كم نيست..مثلا....

سطرهای سفید زندگی


 

 

نشسته بودم تو خونه.داشتم به اين زندگي و به كارايي كه تاحالا كردم و به دلخوشي هايي كه حالا بهشون دل خوش كردم فكر مي كردم.

واقعا اين همه دلخوشي داريم ولي كمتر توجهي بهشون ميكنيم.

دريغ از اين كه با اين دلخوشيها مي تونيم بهترين زندگي رو داشته باشيم و خوشبخت ترين باشيم.

همين الان يه كمي به دل خوشي هاتون فكر كنيد.....

همين وبلاگ نويسي و با دوستامون بودن،

جلسات نشريه با دوستام،

روزاي دوشنبه حافظيه،

شبهاي رمضون و خونه مادر بزرگ و پدر بزرگم(همون آقا جون خوبم كه يه مدتي هست

مي خام يه چيزي بهش بگم ولي هنوز نگفتم)

شنبه شب ها در جوار آقاي انجوي و بچه هاي خوب امداد،

جمعه ها صبح ورزشگاه امام علي(ع) و فوتسال با بهترين رفيقاي دنيام كه

هيچ جاي دنيا پيدا پيدا نمي شن،

بابا و مامانم و داداشيم اينا،

دوچرخه خوشگلم،ماشين سواري بدون گواهي نامه تو خيابون ها با

مخلوطي از تيك و سرعت و شوماخر بازي در آوردن،

دفتر روزنامه  و اميدمون به آينده مون به ژرناليست شدن،

و ........

 

اينا واقعا دلخوشي نيست؟؟؟

يه كمي دقت كني ميبيني زندگيت پر از دلخوشيه...ذهنت رو معطوف اين

دلخوشي هات و خوشبختي هات بكني اون موقع محيط اطرافت هم جواب

اين تفكر ذهنت رو ميده و خوشبختي ها برات صف مي كشن و زندگيت پر از

شيريني ميشه...فقط احتياط كن مريض نشياااا

 

 

 

+ نوشته شده در 87/07/07 9 توسط باروون |